شهادت امام موسی کاظم(ع) را بر شیعیان و مسلملنان جهان تسلیت میگوییم .
نوشته شده توسط کیخسرو سرلک در پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388 ساعت 20:59 موضوع مناسبات | لینک ثابت
با سلام خدمت برادران گرامي
همه ميدانيم اين روز ها ايران گرفتار چه آشوبهايي شده است. عده اي به بهانه ي انتخابات اخير ايران تصميم گرفته اند شورش كنند و حكومت را بدست بگيرند كه البته همه ميدانيم چه كساني هستند . ما به عنوان يك مسلمان وظيفه داريم از دينمان دفاع كنيم تا خدايي نكرده بعضي كه ادعاي حقوق بشر ميكنند وارد ايران نشوند. خوب دشمن داره از راه صدا و سيما و.....اين اوضاع را بدتر ميكنه كه ميشه تهاجم فرهنگي (طبق گفته بزرگان ). پس ما بايد ببينيم كه چه وظيفه هايي نسبت به دين و جامعه يمان داريم:
متن زير از كتاب تهاجم فرهنگي اثرآيت الله مصباح يزدي است.
وظيفه مردم در دفاع از فرهنگ اسلامى
مردم را از جهت اشتغال به مسائل علمى و فرهنگى ميتوان به دو دسته تقسيم كرد: الف: فرهيختگان مردم (حوزويان و دانشگاهيان) ب: عموم مردم.
الف: فرهيختگان (حوزويان و دانشگاهيان)
وظيفه اين قشر خاص از مردم، بخاطر اشتغال به مسائل فرهنگى حسّاستر است. زيرا، از يك سو در جبهه مقدّم مبارزه فرهنگى قرار دارند و از سوى ديگر خود، آماج تيرهاى هجوم فرهنگى ميباشند. براى اين گروه دو وظيفه اصلى وجود دارد:
1ـ هر يك از دو مركز حوزه و دانشگاه حريم يكديگر بشناسند و حفظ كنند. و از سخنانى كه در اتحاد حقيقى حوزه و دانشگاه خلل ايجاد ميكند جلوگيرى نمايند.
2ـ لازم است هر يك از دو مركز مزبور، عناصر اصلى فرهنگ اسلامى را بشناسد و بشناساند. در اين زمينه لازم است پايه هاى فهم دينى بر اساس يقين نهاده شود و با نفوذ شك و ترويج شك گرايى مبارزه شود.
بهترين راه براى مبارزه با شك و شك گرايى آن است كه شناخت خود و ديگران را از باورها و ارزشهاى دينى، مضاعف سازيم و به يقين منطقى دست يابيم.
مثلاً در زمينه عقايد به يك سلسله باورهاى درست و يقينى دست يابيم و آنها را به ديگران عرضه و براى آنها اثبات نمائيم. (بحثهاى مربوط به هستى شناسى)
و در زمينه ارزشهاى اسلامى، وجود يك سلسله ارزشهاى ثابت و پايدار را به اثبات برسانيم و وجه بطلان سخنان بي پايه كسانى كه ارزشهاى را امور اعتبارى و نياز پرورده ميدانند مدلَّل سازيم. (فلسفه اخلاق و فلسفه حقوق)
و در برابر كسانى كه ميكوشند تا از ميزان پاىبندى مردم به اعمال شرعى بكاهند: گناه و حرام را خوب جلوه دهند و تقيّد به مسائل شرعى را «خشكِ مقدّسى» بنامند. خود و ديگران را به عمل كردن به مسائل شرعى وا داشته و تشويق نمائيم.
و پيش از همه اين بحثها بر ما لازم است كه در برابر كسانى كه اصل وجود يقين را يك ضد ارزش تلقّى ميكنند و از شكاكيّت و نسبيّت در معرفت، تبليغ مينمايند امكان معرفت يقينى را اثبات كنيم و از اين رهگذر عقايد دينى و ارزشهاى اسلامى را از يك پشتوانه معرفت شناختى برخوردار سازيم (بحثهاى مربوط به معرفت شناسى)
ب: عموم مردم
وظائفى را براى عموم مردم ميتوان برشمرد:
1ـ بسيج عمومى و آموزش دينى
در تهاجم فرهنگى، عموم مردم هدف قرار ميگيرند. و از همين رو است كه بايد همه احساس مسئوليت كنند و در يك آماده باش سلاح به دست بگيرند. چه سلاحى در مقابل هجوم فرهنگى؟ سلاح علم. همانگونه كه در هجوم نظامى، همگان آموزش نظامى ميبينند در تهاجم فرهنگى نيز همگان بايد آموزش دينى ببينند و خودشان را مجهزّ كنند. وقى مرض شايع ميشود همه بايد واكسن بزنند تا به آن مرض مبتلا نشوند. نميتوان گفت ما كه مريض نيستيم پس چرا واكسن بزنيم؟ مرض شيوع دارد دير يا زود، به همه ميرسد. نبايد گفت كه ما شصت يا هفتاد سال از عمرمان گذشته، ديگر كافر نمى شويم. كسانى بوده اند كه در هشتاد سالگى هم شك پيدا كرده اند. وانگهى، ما بايد به فكر جوانان و نوجوانان اين كشور باشيم كه اكثر افراد اين ملّت را تشكيل مى دهند.
2ـ احياى جلسات مذهبى
وظيفه عمومى مردم است كه در مبارزه فرهنگى مشاركت كنند. هر كسى به هر اندازه كه مى تواند. ساده ترين و واجب ترين كارى كه از عهده هيچ كس ساقط نميشود، خواه پير باشد يا جوان، مرد باشد يا زن، احياى جلسات مذهبى است. چرا از اين كار غافليم؟ جوانان، نوجوانان، خانمها، آقايان، بازاريان، دانشگاهيان و ساير اقشار مردم بايد در سطحهاى گوناگون جلساتى تشكيل دهند و به شكلى فعّال، مطالب را مطرح كنند، سير مطالعاتى براى خود قرار دهند، به صورت استدلالى با يكديگر گفتگو و مناظره كنند و هر جا مشكلى پيش آمد براى حلّ آن نزد يك عالم بروند. هر جلسه مذهبى كه بينش ما را نسبت به اسلام و ارزشهاى آن اندكى بالاتر ببرد يا دست كم، در همين حدّى كه هست نگه مى دارد واجب است در آن شركت جوييم.ما ميبينيم كه هر روز باورها و ارزشهاى اسلامى كم رنگ تر ميشود و تنزّل ميكند. اگر اين سير نزولى همچنان ادامه پيدا كند به كجا ميانجامد؟
يكى از راههاى جلوگيرى از اين مشكل، برگزارى جلسات مذهبى است كه در آنها اعتقادات تقويت ميشود و جوانان به اين راه ايمان پيدا ميكنند.
3ـ برخورد دوستانه و محبّت آميز با جوانان
عموم مردم بايد با جوانان و نوجوانان برخوردى مناسب داشته باشند. بايد به آرامى و با نصيحت و به صورت غير مستقيم آنها را متوجه ساخت بايد وسائلى فراهم كرد تا دلشان خوش باشد، شاد باشند. مخصوصاً محيط خانواده براى آنها گرم باشد و افراد خانواده با هم مهربان باشند تا از اين رهگذر انگيزه سرگرمى با فيلمهاى ويدئو و .... در آنها كم شده و از بين برود.
در خانه هايى كه محيط آنها تند و خشن است عصبانيت ايجاد ميشود و بچه ها از محيط خانه فرارى ميشوند و به خانه همسايه و دوستان ناباب پناه ميبرند. نه تنها درس نميخوانند، بلكه آلودگى اخلاقى هم پيدا ميكنند.
امّا اگر محيط خانه محيطى گرم و سالم باشد بچه ها جذب ميشوند و دوست دارند كه در كنار پدر، مادر، خواهر و برادر خود بنشينند و با آنها اُنس بگيرند و كمتر تمايل به كار خلاف پيدا ميكنند. اگر مقدارى هم انگيزه كار گناه در آنها پيدا شود ميتوان با استدلال، ملاطفت و منطق آنها را متوّجه ساخت.
نوشته شده توسط کیخسرو سرلک در سه شنبه نهم تیر 1388 ساعت 15:41 موضوع مناسبات | لینک ثابت
دوستان و طرفداران این وبلاگ بابت عدم حضور چند هفته ای در وبلاگ که به علت خرابی کامپیوترم بود معذرت مخواهم .قول می دهم پر کارتر باشم تااز سایت های مخالفمون (منظورم راکه میدانید)عقب نیفتم.
نوشته شده توسط کیخسرو سرلک در دوشنبه هشتم تیر 1388 ساعت 19:29 موضوع | لینک ثابت
متن زیر در مورد فرقه ساختگی وهابیت است که از یک وبلاگ گرفته ام .
کتاب "خاطرات همفر " راحتما بخوانید .
محمد بن عبدالوهاب در سال ۱۱۱۱ ه.ق متولد شد و در سال ۱۲۰۶ ه.ق از دنیا رفت. دوران کودکی را در شهر خود ((عیینه)) در حجاز و به ویژه نجد سپری کرد. بعد از مدتی وارد حوزه علمیه حنبلی شد و نزد علمای ((عیینه)) به فراگیری علوم پرداخت. برای تکمیل دروس خود، وارد مدینه منوره شد. بعد از آن شروع به مسافرت به کشورهای اسلامی نمود؛ چهار سال در بصره و پنج سال در بغداد اقامت نمود. و به ایران نیز مسافرد کرد؛ در کردستان یک سال و در همدان دوسال ماند. آن گاه سفری به اصفهان و قم نمود و بعد از فراگیری فلسفه و تصوف، به کشور خود، حجاز بازگشت. بعد از هشت ماه که در خانه خود اعتکاف نموده بود، بیرون آمد و دعوت خود را آغاز نمود.
با پدرش به شهر ((حریمله )) هجرت کرد ، و تا وفات پدر در آنجا ماند؛ در حالی که پدرش از او راضی نبود.
از آنجا که محمد بن عبدالوهاب، عقاید خرافی خود را که بر خلاف عامه مسلمانان بود و در حقیقت همان عقاید ابن تیمیه بود منتشر می ساخت، بعد از فوت پدرش خواستند او را بکشند که به شهر خود ((عیینه)) فرار کرد
قرار شد امیر شهر؛ عثمان بن معمر، او را یاری کند تا بتواند افکار و عقایدش را در جزیره العرب منتشر سازد. و برای تأکید این میثاق، امیر عیینه خواهرش جوهره را به نکاح محمد بن عبدالوهاب درآورد. لکن این میثاق و ازدواج دوام نیاورد. به همین دلیل از ترس این که امیر او را ترور کند به ((درعیه)) شهر مسیلمه کذاب، فرار کرد.
از همان موقع که در که در ((عیینه)) بود به کمک امیر شهر در صدد اجرای عقاید و افکار خود بر آمد و قبر زید بن خطاب را خراب نمود و این امر منجر به فتنه و آشوب شد . در ((درعیه)) نیز با محمد بن سعود ـ جد آل سعود ـ که امیر آن شهر بود، ملاقات کرد. قرار شد محمد بن سعود هم او را یاری کند و در عوض، او نیز حکومتش را تأیید نماید.
محمد بن سعود نیز به جهت تأیید این میثاق، یکی از دختران خود را به نکاح او در آورد. اولین کار او این بود که حکم به کفر و شرک و ترورد امیر ((عیینه)) داد و سپس آل سعود را برای حمله به (( عیینه)) تشویق کرد. در اثر آن حمله تعداد زیادی کشته، خانه هایشان غارت و ویران شد و به نوامیس شان هم تجاوز نمودند. این گونه بود که وهابیان حرکت خود را به اسم نصرت و یاری توحید و محاربه با بدعت و شرک و مظاهر آن شروع کردند.
محمد بن عبدالوهاب همه مسلمانان را، بدون استثنا، تکفیر می نمود؛ به اتهام این که آنان متوسل به پیامبر اسلام می شوند و بر قبور اولیای خود گنبد و بارگاه می سازندو به قصد زیارت قبور سفر می کنند و از اولیا طلب شفاعت می کنندو ... .
پس از پیروزی بر (( عیینه )) به سرزمین های دیگر لشکر کشی کرده و به بهانه گشترش توحید و نفی ((بدعت))، ((شرک)) و مظاهر آن، از میان مسلمین به سرزمین نجد و اطراف آن، مثل یمن و حجاز و نواحی سوریه و عراق، حمله ور شدند، و هر شهری که عقاید آنان را قبول نمی کرد غارت کرده، افرادش را به خاک و خون می کشیدند.
پس از ورود به قریه ((فصول)) از حوالی أحسا و عرضه کردن عقاید خود، مردم با آنان بیعت نکردند، در نتیجه سیصد نفر از مردان قریه را کشته، اموال و ثروت آنان را به غارت بردند.
وهابیان با این افکار خشن باعث ایجاد اختلاف و تشتت و در گیری میان مسلمین شدند و استعمار را خشنود نمودند. تا جایی که ((لورد کورزون)) در توصیف شریعت وهابیت می گوید: (( این دین عالی ترین و پر بهاترین دینی است که برای مردم به ارمغان آورده شده است)) .
با این که محمد بن عبدالوهاب از دنیا رفته است ولی مستشرقین و استعمارگران دائما در صدد دفاع از افکار او هستند، تا جایی که مستشرق یهودی ((جولد تسهیر)) او را پیامبر حجاز خوانده و مردم را به متابعت از افکار او تحریک می نماید.
در پاسخ به این سوال به چند نکته مهم اشاره کنم:
نکته اول:برخورد مستدل و برهانی با آراء ونظریات وهابیت می باشد که در این باره اولین حرکت برعلیه وهابیت از ناحیه خود اهل سنت بوده است.که در کتاب وهابیان نوشته علی اصغرفقیهی می توانید این مطلب را در صفحات ۲۷-۳۰ و ۱۹۴-۱۹۹ مشاهده کنید.
در کتاب این است آیین وهابیت نوشته محمد جواد مغنیه در ص ۱۴ به قول نویسنده کتاب :دولت صعودی از ورود کتاب هایی که حتی یک کلمه راجع به عقاید وهابیها در ان نوشته شده جلوگیری می کند و قابل توجه این است که وبلاگ بنده نیز در کشور امارات و عربستان فیلتر شده است؟!
نکته دوم:دعوت محمد بن عبدالوهاب اولین بار در منطقه نجد که غرق در جهالت بود مورد پذیرش واقع شد .
نکته سوم: قصد شیعه از گذاشتن پیشانی برخاک و مهر تیمم و تبرک جستن به آن نمی باشد شیعه بر اساس حدیثی از پیامبر اکرم که اهل سنت نیز آن را نقل نموده اند که فرموده :و جعلت لی الارض و مسجدا و طهورا (صحیح بخاری ج۱ کتاب تیمم حدیث ۲ ) به هنگام نماز بر خاک یا مهری که از خاک درست شده سجده می کند سنگ وخاک به نظر شیعه مسجود علیه است نه مسجود له.
نکته چهارم:از ان جا که عدل صفتی است که خداوند خود را به ان متصف نموده و می فرماید: ان الله لا یظلم الناس شیئا (خدا هرگز به مردم ستم نمی کند) نساء ۴۰ و در آیه ای دیگر : شهد الله انه لا اله الا هو و الملائکه و اولوالعلم قائما بالقسط (خدا فرشتگان و صاحبان دانش گواهی می دهند که جز خدایی نیست و او قائم به قسط است) آل عمران ۱۸.
تمام مسلمان ها بر عدل الهی اتفاق نظر دارند و اختلاف انها درباره نوع برداشت از عدل الهی است.
((کتاب حاضر ، در مورد خاطرات همفر ، جاسوس انگليسي در ممالك اسلامي است
. او دراين آتاب از مأموريتش به آشورهاي مصر ، عراق ، ايران ، حجاز و استانبول مرآز خلافت( عثماني ) و هدفش از اين مأموريت آه جمع آوري اطلاعات آافي به منظور جستجويراههاي درهم شكستن مسلمانان و نفوذ استعماري در ممالك اسلامي بود و از مسائلي آه در اين مأموريت براي او پيش مي آيد ، ياد مي آند.))برای دانلود کتاب اینجا کلیک کنید؛ http://talebeyar.persiangig.com/ketab/Hamfar.pdf
نوشته شده توسط کیخسرو سرلک در پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388 ساعت 21:22 موضوع احکام | لینک ثابت
آقایان میخواستم درمورد یه چیزی بدونم بگید در مورد چه مطالبی بیشتر بنویسم؟نظراتتون را در بخش نظر دهید بگزارید . دیگه نمیخواهم نظرسنجی بزارم .ضمنا یه هشدار دیگه : هشدار! همه مراقب باشند رواج شيطان پرستي در ايران جام جم آنلاين: يک گروه تحقيقاتي نسبت به گسترش شيطانپرستي در جامعه هشدار داد و خبر داد كه اكنون بيش از 70 فرقه شيطانپرستي در کشور فعال هستند. به گزارش برنا، موقعيت جغرافيايي فعاليت اين جريان مخرب و ويرانگر اخلاقي برخي ازشهرهاي نقاط مرکزي و جنوب غربي ايران است و خشونت، خونخواري و آدم زدايي از ويژگي هاي آن به شمار مي رود به گونه اي که برخي از جوانان هوادار اين جريانها با آسيب رساندن به خود و ديگران درصدد ارتقاي جايگاه خويش در گروه هستند. بنا بر اين گزارش، رفتار خشونت آميز اعضاي گروهاي شيطان پرست با حيوانات و برخي از اطرافيان نيز بسيار تاسفبار و قابل تامل است. يک کارشناس ارشد فرهنگي با اشاره به پوشش ها و مدلهاي جديد مد برخي از دختران و پسران از گسترش فعاليت گروه هاي شيطان پرستي ابراز نگراني کرد و گفت: اين جريان ضد فرهنگي از دهه 70 وارد کشور شد و در سايه غفلت مسئولان به سرعت در قالب شبکه هاي زيرزميني در برخي از شهرستان ها و مراکز استان و همچنين تهران بزرگ ريشه دوانيد. به نوشته برنا، در تحقيقات مستندي که به تازگي در اختيار مسئولان ارشد کشور قرار گرفته است، لباس هاي گشاد، لباس هاي رنگي جلف، انگشترهاي خاص تيغ دار، دستبندهاي متنوع و عجيب، گردنبندهاي اسکلتي با موهاي بلند يا سر طاس به عنوان نشانههاي ويژه گروههاي همسو با شيطان پرستي بيان شده است. در اين گزارش تاکيد شده است که علاوه بر ماهواره ها و سايتهاي اينترنتي، انتشار کتب متعدد براي ترويج اين جريان در داخل کشور عامل رواج اين فرقه ها شده است. برنا خاطرنشان ساخت: جريان شيطان پرستي در غرب با ابزار موسيقي اعلام موجوديت کرد و روابط نامشروع، موسيقي متال، رفتارهاي ساحرانه و اعمال و مناسک خاص ماورايي و جادوگري از ويژگي هاي اين جريان است. يك عضو گروه تحقيقي كه علاوه بر گزارش، فيلم مستندي از فعاليتها و رفتارهاي شيطان پرستان در ايران تهيه كرده است، در گفت وگو با برنا، حتي از نفوذ علائم گروههاي شيطان پرستي در رسانه هاي گروهي کشور سخن گفت و از اين وضعيت، ابراز تاسف کرد. وي كه نامش فاش نشده است، گفت: متاسفانه برخي از آهنگ هاي آگهي بازرگاني، و تيتراژ برخي فيلمها و سريال ها، در کنار صحنه آرايي برخي برنامه ها، برگرفته از آئينها و ملوديهاي گروههاي شيطان پرستي است.
نوشته شده توسط کیخسرو سرلک در پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388 ساعت 14:17 موضوع | لینک ثابت
اقا جان ببخشید تازه گی ها زیاد مطلب ننوشتم .کامپیوترم خراب شده بود. در ادامه مطالب بیشتری خواهم نوشت
نوشته شده توسط کیخسرو سرلک در پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388 ساعت 14:25 موضوع | لینک ثابت
نوشته شده توسط کیخسرو سرلک در پنجشنبه بیستم فروردین 1388 ساعت 20:4 موضوع رندگانی ائمه | لینک ثابت
بلک متال Darkthrone ، مريلين مانسن ، نيروانا ، آنتون لاوي، کليساي شيطان ، satanic bible ، آدم خواري ، skull-n-bone .... احتمالا حداقل يکي از اين کلمات تا الان به گوشتون خورده ، آدمهاي زيادي رو هم ديدين که خودشونو طرفدار اين آدما و گروهها ميدونن! موسيقي هاشون رو گوش ميدن ، گه گاه لباس هاي عجيب غريب مي پوشند ، علامتهاي خاصي بين خودشون دارند و به قول خودشون يه جورايي تيريپ خفن ميزنند!
از اينا که بگذريم حتما زياد هم شنيديد که در فلان کشور يه عده شيطان پرست يه آدم رو تيکه تيکه کردن يا خوردن يا فلان جنايت رو انجام دادن .
***
شيطان پرستي يکي از اعتقاداتي است که برخي به آن پيشينه هزاران ساله ميدهند و دليل آن را نيز پرستش هر موجود داراي قدرت توسط مردمان هزاران سال پيش و يا در نظر گرفتن دو خداي ضدهم يعني خداي خير و شر ميدانند از ميان آن گروه ها ميتوان به فرقه يزيديان که عموما در کردستان عراق ميباشند اشاره کرد که شيطان را ملک طاووس مي دانند و براي آن اجر و قرب زيادي قائل اند و حتي مراسم حجي نيز درلالش واقع در کردستان عراق دارند و طبق گفته برخي آيين خشني ندارند و حيوانات را در مراسمشان قرباني مي کنند و يا شيطان پرستان اقوام بدوي که برای خداي شر(شيطان) قرباني انساني نيز هديه مي دادند.
شيطان پرستي جديد آييني است داراي شباهت هايي به اومانيسم که انسان را برترين موجود مي داند و او را تنها در برابر خود مسئول مي داند:
"There is no heaven of glory bright, and no hell where sinners roast. Here and now is our day of torment! Here and now is our day of joy! Here and now is our opportunity! Choose ye this day, this hour, for no redeemer liveth!"
Anthon lavey
" خداي باعظمت و با شکوهي وجود ندارد، و جهنمي که در آن گناهکاران کباب ميشوند هم نيست . اينجا و حالا روز شکنجه و سختي ماست ! حالا و اينجا روز خوشي ماست ! اينجا و حالا فرصت ماست ! اين روز، اين ساعت را انتخاب کن که زندگي رهايي بخشي نيست !"
"آنتون لاوي"
شيطان پرستي جديد به خدايي اعتقاد ندارد و شيطان را تنها نوعي کهن نماد ( archetype ) مي داند و انسانها را تنها در برابر خود مسئول ميداند و اعتقاد دارد که انسان به تنهايي مي تواند راه درست و غلط را تشخيص دهد به همين دليل هم اين اعتقاد بيشتر به عنوان يک اعتقاد فلسفي شناخته مي شود .
شيطان در اين اعتقاد نماد نيروي تاريکي طبيعت ، طبيعت شهواني ، مرگ ، بهترين نشانه قدرت و ضدمذهب بودن است.
اين اعتقاد داراي شاخه هاي متعددي است اما مي توان گفت جز يکي دو نوع آن همگي داراي اصول زير مي باشند:
Atheism - : خدايي در شيطان پرستي وجود ندارد.
Not dualistic - : روح و جسم غيرقابل ديدن هستند و هيچ جنگي بين عالم خير و شر وجود ندارد.
Autodeists - : خود پرستي ، خدايي جز خود انسان وجود ندارد و هر انساني خود يک خداست.
Materialistic - : اعتقاد به اصالت ماده
- وابسته به راه چپ بودن در برابر راه راست که راه خدايي است .
- ضد مذهب بودن خصوصا مذاهبي که اعتقاد به زندگي پس از مرگ دارند.
- عدم پرستش شيطان زيرا شيطان جسم نيست و وجود خارجي ندارد.
- اعتقاد به استفاده از لذت در حد اعلاي آن زيرا تمام خوشي دنيايي است و اين خوشي ها خصوصا لذات جنسي پتانسيل لازم را برای کارهاي روزانه آماده مي کنند و به هر شکلي انجام آنها لازم و ضروري است .
انواع شيطان پرستي:
1- شيطان پرستي فلسفي Philosophical Satanism :
اين شيطان پرستي توسط Anton Szandor LaVey همان بوجود آورنده انجيل شيطاني satanic bible و کليساي شيطان ( البته کليساي شيطان قرن ها قبل از وي در قرون وسطا نيز وجود داشته است.) ايجاد شده است ومراسم آنها شبيه مراسم جادوگري کراولي مي باشد.
لاوي اين نوع شيطان پرستي را تحت تاثير افکار آليستر کراولي ، نيچه ، رند، مارکوس دي سيد ، ويندهام لويس ، چارلز داروين ، مارک تواين و ديگران ايجاد کرده است.
در شيطان پرستي لاوي شيطان نيروي مثبت است و در مقابل آن اعمال خدايي کليسا مورد تمسخر قرار مي گيرد و اعمال دنيوي در مقامي بالا فرض ميشوند.
2- شيطان پرستي ديني Religious Satanism :
اين نوع شيطان پرستي شبيه شيطان پرستي آنتون لاوي است اما با اين تفاوت که در اين نوع، شيطان نوعي جنبه خدايي و متافيزيکي دارد و اين جنبه برداشته شده از اديان ابراهيمي ، افسانه ها ، آيين هاي متفاوت ، و يا صرفا ساخته شده ذهن پيروان آن مي باشد.
ممکن است پيروان اين دين به يک خدا يا خدايان متعددي اعتقاد داشته باشند که اين خدايان گه گاه برگرفته شده از خدايان مصر و يونان و بين النهرين مي باشند.
گاه خداي آنها همان فرشته رانده شده درگاه خدا مي باشد که آنها اعتقاد دارند که طغيان او در برابر خدا کاملا درست بوده است و حتي برخي از آنها اعتقاد دارند فرشتگان ديگر با بدگويي او نزد خدا موجب رانده شدن او شدند کلا اين گروه به آزادي فکر و عمل و بالا بردن خود به هر وسيله اي مانند جادو اعتقاد دارند.
اين گروه بر اساس آيه اي از تورات که در آن اشاره شده خدا به انسان اجازه استفاده از ميوه درخت دانايي را نداد تا چشمانش باز گردد و خوب و بد را ببيند و خود تبديل به خدا شود وي را عامل آگاهي انسانها مي دانند و انسان را از پرستش خدايي که مانع آگاهي و پيشرفت انسانهاست بر حذر مي دارند و انسان را برای شناخت مسير درست کامل مي بينند و همچنين خداي مورد پرستش بشر را خدايي ظالم مي دانند که چند بار در طول تاريخ ظلمهاي بزرگي به انسانها کرده است.
3- شيطان پرستي گوتيک Gothic Satanism :
اين نوع شيطان پرستي همان شيطان پرستي است که در عصر سلطه کليسا بوجود آمده بود . در اين نوع شيطان پرستي گفته مي شود که کودک خواري ، قرباني کردن دختران ، بزکشي و تمام کارها و اعمال ضد کليسا را انجام مي دادند.
شيطان پرستي داراي نزديکي زيادي به جادوگري مي باشد و دنياي آن پر از افسانه هاي گوناگون ، شياطين متعدد و افراد مختلف خصوصا جادوگران در ارتباط با آنهاست که بيشتر تصور مي شود اين افسانه ها توسط کاتوليک ها ساخته شده باشد. در دنياي امروز هم کشورهاي مختلفي داراي کليساي شيطان هستند مانند کشورهای امريکا ؛ انگليس و آلمان و همچنین چین و بر خلاف ادعاي شيطان پرستان جديد که بر اساس متون انجيل شيطاني بر عدم کودک آزاري و آزار حيوانات پافشاري مي کنند اما وحشتناک ترين اعمال توسط آنها تنها برای مقابله با دستورات الهي انجام مي شود .
منبع :www.zeitoon.net
منابع سايت :منابع :
سايت satan 101
سايت Wikipedia, the free encyclopedia
http://www.dpjs.co.uk/
سايت The Watchman Expositor Satanism
سايتChurch of satan
وبلاگ -= Shadows Move In The Dark =-
کتاب شيطان فراماسون
در طی 25 سال گذشته به دنبال روی آوردن مردم به سوی معنویات و به منظورجلوگیری ازگرایش مردم به سوی ادیان الهی 2500 فرقه جدید ساخته شده است كه با یك حساب سرانگشتی یعنی تقریبا هفته ای 2 فرقه !
یكی از این فرقه ها كه خود دارای اشكال مختلفی است شیطان پرستی میباشد كه نزدیكی بسیار زیادی با جادوگری –witchcraft – دارد كه جوانان بسیاری را به دنبال خود كشانده است و بیشتر از همه خود را در غالب گروههای موسیقی به جوامع معرفی كرده است . گذشته از اعتقادات شیطان پرستی، این گروه دارای سمبل ها و نشانه هایی است حتما همه ما با آنها برخورد داشته ایم بد نیست تا معنی برخی از این علائم را بدانیم:
Inverted Pentagram (پنج ضلعي وارونه): نشانه ستاره صبح ، نامي که به شيطان تعلق دارد. اين علامت در مراسم هاي مخفيانه ( کابالا ) و جادوگري برای احضار ارواح شيطاني استفاده ميشود. اين علامت را شيطان پرستان با دو ضلع در بالا و ملحدان با يک ضلع در بالا استفاده ميکنند. در هر حال اين علامت نشانه شيطان است و مهم نيست که يک نوک ضلع آن بالا باشد يا هر دوي آنها و يا دور آن دايره اي کشيده شده باشد يا خير در هر حال اين علامت شيطان است.
Baphomet ديو بافومت: علامت شيطان پرستي. خداي شيطاني و سمبل شيطان. ممکن است اين علامت به شکل جواهرات ديده شود.
666 : علامت انسان ، نشانه جانور (هيولا) – مکاشفات 13:18 « ... پس هركس حكمت دارد عدد وحش را بشمارد ، زیرا كه عدد انسان است و عددش 666 است»
Ankh : سمبل باروري و شهوات در انسانها. روح شهوت قدرت اين جمع زنان / مردان مي باشد.
Swastika or Sun Wheel (صليب شکسته يا چرخ خورشيد): يک علامت مذهبي باستاني است که سالها قبل از قدرت گرفتن هيتلر به کار ميرفت. اين علامت در کتيبه هاي بودايي و مقبره هاي سلتي و يوناني استفاده ميشده. در آيين پرستش خورشيد ، اين علامت به نظر مي رسد نشانه مسير حرکت خورشيد در آسمان باشد.
All Seeing Eye (چشمي که به همه جا مي نگرد): آنها معتقدند که اين چشم لوسيفر (شيطان) است و کسي که قدرت کنترل آن را دارد بر تمام دارايي ها حکومت ميکند. اين علامت در پيشگويي ها به کار ميرود. جادوها ، نفرين ها ، کنترل هاي روحي و تمامي انحرافات تحت اين علامت کار ميکنند. اين علامت روشنفکران است . به پول رايج ايالات متحده نگاهي بيندازيد .اين علامت اساس نظم نوين جهاني است.
Upside Down Cross صليب وارونه: نشانه استهزاء و رد کردن مسيح ميباشد. گردنبندهاي آن توسط شیطان پرستان زيادي به کار ميرود. اين علامت را ميتوان همراه خواننده هاي راک و روي آلبوم هاي آنها ديد.
Goat Head (سر بز): بز شاخدار ، بز مندس mendes (همان ba'al بعل خداي باروي مصر باستان) ، بافومت ، خداي جادو ، scapegoat (بز طليعه يا قرباني). اين يکي از راههاي شيطان پرستان براي مسخره کردن مسيح است زيرا گفته ميشود که مسيح مانند بره اي برای گناهان بشر کشته شد.
Anarchy (هرج و مرج): اين علامت به معناي از بين بردن تمام قوانين ميباشد. به عبارت ديگر " هرچه تخريب کننده است تو انجام بده " يعني همان قانون شيطان پرستي . اين علامت توسط پانک ها هوي متالها و راک ها به کار ميرود.
Anti Justice (ضدعدالت): تبر رو به بالا علامت عدالت روم قديم بوده است که علامت واژگون شده آن نشانه ضدعدالت يا شورش و طغيان ميباشد. فمنيست ها از دو تبر رو به بالا به معني مادر سالاري باستاني استفاده مينمايند.
براي ديدن تصاوير به آدرس : http://www.zeitoon.net/1/d.html مراجعه كنيد
نوشته شده توسط کیخسرو سرلک در سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387 ساعت 8:44 موضوع اطلاعات فقهی و دینی | لینک ثابت
ولادت پیامبر اکرم(ص) و امام صادق (ع) را بر تمامی مسلمانان تبریک میگوییم.
نوشته شده توسط کیخسرو سرلک در دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387 ساعت 23:32 موضوع مناسبات | لینک ثابت
علی بن موسی با لقب رضا، (۱۴۸–۲۰۳ ه.ق.) امام هشتم شیعیان دوازده امامیاست. ایشان از وی با عنوان «امام رضا» یاد میکنند. پدر او موسی بن جعفر هفتمین امام شیعیان و مادرش طبق روایات مختلف نامها، کنیهها و لقبهای ام البنین، نجمه، سکن و تکتم را دارد. زادنش در مدینه و مرگش در توس بود. شیعه مأمون خلیفهٔ عباسی را که رضا را ولیعهد کرده بود مسئول مرگش میداند. مقبرهٔ وی در شهر مشهد قرار دارد و سالانه مورد بازدید میلیونها مسلمان شیعه از ایران، عراق و دیگر کشورها قرار میگیرد.
کنیهها: ابوالحسن و ابوعلی
لقبها: رضا، صابر، زکی، ولی، وفی، صدیق، رضی، شمس الشموس، معین الضعفاء، سراج الله، نورالهدی، قرة عین المؤمنین، مکیدة الملحدین، کفو الملک، رب السریر، رئاب التدبیر، شمس توس، خورشید ولایت
رضا زادهٔ جمعه ۱۹ رمضان یا نیمه ماه رمضان یا پنج شنبه ۱۱ ذیقعده یا ۱۰ رجب سال ۱۴۸ هجری در شهر مدینه بود. او ۲۴ سال وچند ماه را با پدرش به سر برد. ولی مطابق آنچه گفته شد، عمر او در روز درگذشت پدرش ۳۵ سال یا ۲۹ سال و دو ماه بوده و پس از مرگ پدرش چنانکه در مطالب السئول نیز آمده، ۲۵ سال زیستهاست و مدت امامت او حدود ۲۰ سال طول کشید، که ۱۷ سال آن در مدینه و سه سال آخر آن در خراسان گذشت. رضا در مدینه، پس از مرگ پدر، امامت بر مردم را بر عهده گرفت، و به رسیدگی امور پرداخت، شاگردان پدر را به دور خودش جمع کرد، و به تدریس و تکمیل حوزه علمیه جدش، رییس مذهب شیعه جعفر صادق پرداخت. در طول این مدت، او در دنباله حکومت هارون الرشید را که ده سال و بیست و پنج روز بود زیست. سپس امین از سلطنت خلع شد و عمویش ابراهیم بن مهدی برای مدت بیست و چهار روز به سلطنت نشست. آنگاه دوباره امین بر علیه او شورش کرد و برای وی از مردم بیعت گرفته شد. یکسال و هفت ماه حکومت کرد ولی به دست طاهر بن حسین کشته شد. سپس عبد الله بن هارون، مامون، به خلافت تکیه زد و بیست سال حکومت کرد. در زمان حکومت مامون، آن گونه که در کتب معتبر شیعه آوردهاند او که علاقه مردم ایران به امامان شیعه را میدید تصمیم گرفت رضا را مجبور کند تا از مدینه به خراسان بیاید و او را به عنوان ولیعهد و جانشین خود معرفی کند و چنان چه شیخ مفید در کتاب مسار الشیعه آوردهاست روز اول ماه رمضان روز بیعت به ولایت عهدی رضا توسط مامون است، تا با این روش بتواند در بین مردم محبوبیت قابل ملاحظهای پیدا کند و درضمن تصمیم داشت تا رضا را نزد خود بیاورد و کارهای او را تحت نظارت کامل خود قرار دهد.
معنویت و عبادات
شیخ صدوق در روایتی آوردهاست: عادت امام رضا (علیه السلام) بر آن بود که شبها کم میخوابید و غالب اوقات خود را به عبادت میگذراند و در یک شبانه روز، هزار رکعت نماز میخواند و روزه بسیار میگرفت و به روزه سه روز هر ماه (یعنی پنج شنبه اول ماه و پنج شنبه آخر ماه و چهارشنبه میان ماه) مداومت داشت و میفرمود:
| روزه این سه روز (یعنی پنج شنبه اول ماه و پنج شنبه آخر ماه و چهارشنبه میان ماه) برابر روزه دهر است. |
او بسیار احسان میکرد و صدقه پنهانی میداد و بیشتر صدقات او در شبهای تار بود. امام رضا (علیه السلام) شبها که در بستر میخوابید تلاوت قرآن بسیار مینمود و هر گاه به آیهای میرسید که در آن یادی از بهشت و یا آتش شده بود گریه میکرد و از حق تعالی بهشت را طلب میکرد و از آتش پناه میجست. او در هر سه روز، قرآن را ختم میکرد و میفرمود:
| اگر بخواهم میتوانم در کمتر از سه روز قرآن را ختم کنم ولی هرگز از آیهای نمیگذرم، مگر آنکه در آن تفکر میکنم که در چه مورد و به چه هنگام نازل گشتهاست. |
یکی از یاران و راویان امام رضا (علیه السلام) که نامش ابراهیم بن عباس است میگوید:
| تمام سخنان امام رضا (علیه السلام) و پاسخهایی که به اشخاص میداد و مثالهایی که میفرمود، همه آنها، بر گرفته از آیات قرآن بود. |
در کتاب منتهی الآمال از ابا صلت هروی نقل شدهاست که:
| ندیدم عالمتری از رضا و ندید او را عالمی مگر آنکه شهادت داد مثل من، مامون بارها علمای ادیان و فقها و متکلمان را برای مناظره و تکلم با رضا جمع کرد و آن حضرت بر تمام ایشان غلبه کرد و آنها اقرار کردند بر فضیلت او. |
و همچنین در کتاب منتهی الآمال دوباره آمدهاست موسی کاظم میفرماید:
| شنیدم از پدرم جعفر صادق که مکرر به من میگفت که:عالم آل محمد در صلب تو است و ای کاش من او را درک میکردم، همانا او هم نام امیر مومنان علی است. |
رضا، بسیار احسان میکرد و صدقه میداد و بیشتر صدقات او پنهانی و در شبهای تاریک بود.
عمر بن خلاد روایت کرد:
| هرگاه رضا غذا میل میکرد، کاسه بزرگی نزدیک خود میگذاشت و از هر غذایی که در سفره بود از بهترین آنها مقداری بر میداشت و در آن کاسه میگذاشت و امر میفرمود که بین بیچارگان پخش کنند. |
ابن شهر آشوب در مناقب، این روایت را نقل مردهاست که:
| رضا در خراسان در یک روز عرفه، تمام اموال خود را بخشش فرمودند. |
فضل بن سهل گفت:
| آیا این غرامت است؟ آن حضرت فرمود:(بلکه غنیمت است.)پس فرمود:غرامت نشمار، البته چیزی که به آن میرسی اجر و کرامت است. |
نوشته شده توسط کیخسرو سرلک در پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387 ساعت 21:40 موضوع رندگانی ائمه | لینک ثابت
درباره وبلاگ

وبلاگ فعلی با هدف تعلیم و ترویج دین اسلام قرار گرفته است.
دعای فرج
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم اِلـهي عَظُمَ الْبَلاءُ، وَبَرِحَ الْخَفاءُ، وَانْکَشَفَ الْغِطاءُ،وَانْقَطَعَ الرَّجاءُ، وَضاقَتِ الاَْرْضُ، وَمُنِعَتِ السَّماءُ،واَنْتَ الْمُسْتَعانُ، وَاِلَيْکَالْمُشْتَکي، وَعَلَيْکَ الْمُعَوَّلُ فِي الشِّدَّةِ والرَّخاءِ،اَللّـهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد، اُولِي الاَْمْرِ الَّذينَ فَرَضْتَ عَلَيْنا طاعَتَهُمْ،وَعَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ، فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلاً قَريباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ، یامُحَمَّدُ يا عَلِيُّ يا عَلِيُّ يا مُحَمَّدُ اِکْفِياني فَاِنَّکُما کافِيانِ،وَانْصُراني فَاِنَّکُما ناصِرانِ،يا مَوْلانا يا صاحِبَ الزَّمانِ،الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ،اَدْرِکْني اَدْرِکْني اَدْرِکْني، السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ،الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَل،يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ،بِحَقِّ مُحَمَّد وَآلِهِ الطّاهِرينَ.
اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
دوستان
نوشته های پیشین
سایر امکانات
POWERED BY